آی آر نی نی

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

از تمام توان خود استفاده می کنی؟


روابط خاک حاصلخیزی ست که تمامی پیشرفت ها و موفقیتهای زنـدگی از آنها می روید و رشد می کند.

روزی پسر کوچولویی می خواست یک سنگ بزرگ را جابه جا کند؛ اما هرچه می کوشید حتّی نمی توانست کوچک ترین حرکتی هم به آن بدهد.

پدرش که از کنارش می گذشت، لحظه ای به تماشای تقلّای بی حاصل او ایستاد.سپس رو به او کرد و گفت:« ببین پسرم، از همه ی توان خود استفاده می کنی یا نه؟»

پسرک با اوقات تلخی گفت:« آره پدر، استفاده می کنم.»

پدر آرام و خونسر گفت:« نه، استفاده نمی کنی. تو هنوز از من نخواسته ای که کمکت کنم.»

از کتاب: جانب عشق عزیز است فرو مگذارش/مسعود لعلی

۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

فاصله مشکل و راه حل


روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:

" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"

استاد اندكي تامل كرد و گفت:

"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"

آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "

دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."

آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد دو جوان لبخندي زد و گفت:

" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.

بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن ايستاده است!"

۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

عشق از نگاه بزرگان


o عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا
o عشق نخستین سبب وجود انسانیست .ورناگ
o عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . ارگ بزرگ
o عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . شکسپیر



* عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی . شانفور
* عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست . کوستین
* عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیل جبران
* عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است . مادام دوژیرادرن



+ عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است . زابوتن
+ عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است . ژرژسان
+ عشق معجزه ایست . امیل زولا
+ عشق شیرینی زندگیست . مارسل تینر



* عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند . زولا
* عشق یکنوع تب و حرارت شدید است . استاندال عشق گل کمیابی است . آندره توریه
* عشق حادثه ایست . کولارن



o عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله
o عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن
o عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز
o عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم . کن بلانچارد



* عشق یعنی ترس از دست دادن تو . مثل ایتالیائی
* عشق تاریخچه زندگی است…. اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . مادام دواستال
* عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند . لئوبوسکالیا
* عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو



o عشق رمز بزرگیست . افلاطون
o عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد . شانفور
o عشق نبوغ عقل است. توسنل
o عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار . کراتس



* عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود . مادموازل دوسگوری
* عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت
* عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار
* عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند . کرنی



o عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است . برنارد شاو
o عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟ د. اسمیت
o عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد . د. اسمیت
o عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند . مارکوس بیکل
o عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان